به نام خدا

بخشی از گفتگوی «متنا» با حجت الاسلام و المسلمین لکزایی پیرامون جایگاه دین و حوزه علمیه در تمدن سازی اسلامی:

... امروز بشر با همه این رشدی که کرده چند نهاد کلیدی و اولیه را معرفی می‌کند که هر کدام از این پنج تا نباشد، بشر از بین می­رود.

یکی «نهاد خانواده» است که کار ویژه آن، تکثیر نسل است. روشن است که اگر نهاد خانواده نباشد؛ تکثیر نسلی اتفاق نمی­افتد و بشر از بین می­رود؛ لذا با این نهادها نمی­شود مبارزه کرد و این‌ها را نمی­شود از بین برد.

دوم، «نهاد اقتصاد» است و کار ویژه آن، تأمین معیشت است. معیشت یعنی مسکن، خوراک، پوشاک و شبیه این موارد که اگر تأمین نشود انسان از بین می­رود.

دیگری «نهاد بهداشت» است. کار ویژه آن تأمین سلامت است. کسی نمی­گوید پزشک نمی‌خواهیم! ممکن است روی سنتی و مدرن آن دعوا ­کنند ولی روی اصل آن و اینکه نهاد بهداشت و طبابت لازم است که حرفی نمی­زنند.

نهاد بعدی «نهاد تعلیم و تربیت» است. کار ویژه آن انتقال فرهنگ است.

در نهایت نیز «نهاد حکومت» است که کار ویژه آن در نگاه رایج و مرسوم، تأمین امنیت است. در نگاه دقیق‌ترِ اسلامی، همان نظم و امینت است.

این پنج نهاد اصلی بشری است که می­تواند غیردینی، سکولار یا لائیک باشد و یا دینی باشد.

اسلام هر پنج نهاد را پوشش داده است. مثلاً همین فقه ما این موارد را پوشش داده است. کتاب‌های فقهی با کتاب الطهارة آغاز شده که همان بحث بهداشت است. مکاسب، متاجر و بیع هم مربوط به نهاد اقتصاد که آن را پوشش داده است. نکاح، طلاق و امثال آن هم متعلق به نهاد خانواده است. جهاد، قصاص، حدود، دیات و مانند آن‌ها نیز مربوط به حکومت است. خود دستگاه حوزه هم که دستگاه تعلیم و تربیت است و وظیفه انتقال فرهنگ را انجام می­دهد.

ساختار را در گذشته بزرگان ما درست طراحی کرده‌اند و با رویکرد جامع و اجتماعی طراحی کرده‌اند، نه فردی؛ اما در دوره معاصر و بعد از «صاحب جواهر» این اتفاق افتاده که بنا به دلایلی یک نگاه غیر حکومتی، غیر اجتماعی و به تعبیری فردی حاکم شد؛ یعنی متن فقه را که اجتماعی بود فردی فهمیدند؛ همین بحث بهداشت و اقتصاد را فردی فهمیدند. جالب این است که حتی جهاد را بعضی­ها فردی فهمیدند و بعضی­ها هم این موارد را اساساً از کتاب­ها حذف کردند؛ یعنی سعی کردند اصلاً خود کتاب به لحاظ ابواب ناقص شود.

مقایسه­ای که برخی بزرگان بین «عروۀ الوثقی» و «تحریر الوسیله» انجام داده‌اند را ملاحظه فرموده‌اید؟ عروه که کتاب مبنا است، آن ابوابی که جنبه­های سیاسی و اجتماعی آن‌ها پررنگ است را حذف کرده است؛ یعنی در عروه دیگر «کتاب الجهاد» وجود ندارد، دفاع ندارد، قصاص ندارد، حدود و دیات ندارد و دلیل این‌که امام (ره) بر عروه حاشیه نمی­زند هم، همین است. امام کتاب «وسیلة النجاة» را می­گیرد بر او حاشیه می­زند و بعضی از قسمت­ها هم که کم و کسری دارد، تکمیل می­کند. مثلاً این کتاب بحث جهاد را دارد اما امام (ره) دفاع را هم اضافه می­کند.

در سیستم آموزشی ما این‌ها مهم است. برخی می‌گویند چارچوب فقه ایراد دارد اما باید گفت این بینش ایراد دارد. تا زمانی که این نگاه درست نشود تحریر الوسیله را هم به دستشان بدهیم، باز این را با بینش خود معنا می­کنند. قرآن را هم همین‌طوری معنا می­کنند. اتفاقی که باید در «حوزه انقلاب» نسبت به «حوزه إنزوا» بیافتد، این است که بینش و رویکرد اصلاح شود. اگر این بینش درست شد، دانش درست می­شود. آن‌وقت آموزش شما آموزش صحیحی خواهد بود

......