ایمان عادلی
Author: ایمان عادلی
ایمان عادلی

بی شک پدیدۀ اجتماعی اربعین و هم‌افزایی پیش آمده در دل امت مسلمان امیدهایی را ایجاد کرده که تا قبل از این نمونه‌ای نداشته و سرعت پیش آمده در گسترش این فرهنگ در حد خود چشمگیر بوده است؛ اما اگر اربعین بزرگترین اجتماع جهانی شیعیان و موحدین باشد دارای نقاط خلائی نیز هست.

خلاء اول: وحدت 
پدیده اجتماعی همچنان که با سرعت فراگیر می شود ولی نیاز به وحدت روایت نیز دارد. نمی‌شود ایرانی‌ها اراده‌ی اربعین تمدن ساز کنند و عراقی‌ها و دیگران فقط نگاه مرثیه‌ای به این پدیده داشته باشند؛ پس باید برای وحدت روایت تلاش‌های بی‌شمار انجام شود و روایت متعالی را با برنامه‌ریزی و بسط اربعین در کل سال محقق کرد. این کار به برنامه‌ریزی، عمق‌بخشی، آموزش و جریان سازی جدی نیاز دارد. نکته ای که حضرت آقا هم به آن اشاره‌ای داشتند:
مطلب سوّم که به شما برادران عزیز عرض میکنم این است که این مراسم را هر چه میتوانید و هر چه میتوانیم، باید پُربارتر و معنوی‌تر کنیم؛ معنا و مضمون این مراسم را باید روزبه‌روز بیشتر کنیم؛ اهل فکر، اهل فرهنگ، اهل اقدام فرهنگی و فکری، برای این حرکت عظیم بنشینند برنامه‌ریزی کنند.
اصطلاحاً امتداد روایت تمدنی اربعین باید به سبک زندگی اربعینی و اصلاح رویه و روش‌های غربی در لایه های اجتماعی و حتی حکومتی خود ختم شود. برای نمونه اگر یک مسئول حکومتی از اربعین واگذاری امور به خود مردم و توده ها را درس نگیرد، او اربعین را درک نکرده و حداقلی‌ترین روایت را برگزیده است. همچنین اگر مردم با درک اربعین هنوز منتظر تغییر از طرف حاکمیت باشند و مقصر اصلی برای رفع موانع را نهادهای دولتی و حاکمیتی بدانند به مفاهمه دقیق با باطن اربعین نرسیده اند.
باز تعریف روایت اربعین دستاوردهای مفهومی بسیاری را برای ما به ارمغان می آورد که ای کاش رسانه ها و دست اندرکاران فضای اربعین مقداری در این سطح به این موضوع نگاه می کردند. مشکل اینجاست که مانند بسیاری از موضوعات اساسی، امام جامعه سطح متعالی را برمی گزیند «راه‌پیمایی اربعین میتواند زمینه‌ساز تحقق هدف نهایی امت اسلامی یعنی «تشکیل تمدن عظیم و نوین اسلامی» باشد و بر همین اساس باید پیوندهای مستحکم میان مسلمانان اعم از شیعه و سنی و ملیتها و اقوام مختلف، در این راه‌پیمایی بیشتر شود.»
ایشان انتظار دارد که همه در آن لایه نقش آفرینی کنند اما انتهای توقع و نگاه دوستان به تسهیل گری زیارت ختم می‌شودکه البته به جای خود مهم است باید برای پر کردن این خلاء فکری کرد.
خلاء دوم: باطن و اصل اربعین
عبور این پدیده مهم از لایه طبیعت (یعنی لایه خدمات مانند خوردن، اسکان، بهداشت و ...) و رساندن آن به لایه فطرت و باطن پیام اربعین که روح مشارکت اجتماعی برای جامعه سازی، ایستادن در مقابل ظالمان، همراهی بامظلومان و... می باشد اگر این باطن مکشوف نشود جریان اربعین مدت دار و منقضی خواهد شد چون جاذبه های آن محدود است و عده زیادی شاید ضرورت نبینند هرسال تجدید عهدی با امام خود داشته باشند. تسری خرده فرهنگ پیاده روی در اربعین به تکلیف سالیانه موالیان در راه مبارزه با ظلم و تجدید عهد با امام زمان (عج)یکی از نقاط مهمی است که نیاز به برنامه ریزی بیشتر در عراق و میدان داری مواکب عراقی را می طلبد.
خلاء سوم: حسین (ع) معرف مهدی (عج)
روح حاکم بر اراده امامان معصوم در رسالت و قامت یک انسان 250 ساله متبلور است که ختم به انتظار فعال برای گسترش عدل جهانی و ظهور انسان کامل و موعود ادیان می شود. اگر قرار است اربعین نسبتی با ایجاد تمدن نوین اسلامی و ظهور منجی بشریت داشته باشد باید در ارکان روایت کلان خود جایگاهی ویژه برای بشریت بازنماید.
تصور کنید توده های غیر مسلمان جهان ،آزادی خواهان کشورهای مختلف به اجتماع جهانی برای دعوت موعود ادیان و نجات بشر دعوت بشوند واین پررنگ ترین نمایش جهانی اربعین حسینی باشد همانطوری که مهدی عج منتقم خون حسین ع است و حسین معرف و مقدمه ظهور حضرت حجت عج می باشد.
هم اکنون در ابتدای این روایت مهم و تاریخ ساز هستیم لذا همه باید کمک کنند تا لایه های اصلی و باطنی اربعین دیده و شنیده شود.